موضوعات تاریخی-ادبی-شعر

زندگی نامه ی عثمان
نویسنده : محمد قمی - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۸
 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

عثمان بن عفان بن ابی العاص بن امیه (۲۳ - ۳۵ ه.ق./ ۶۴۳- ۶۵۵ م.) یکی از صحابه پیامبر بود که در تاریخ ابتدای اسلام نقش بسیار گسترده‌ای داشت که مهمترین آنها خلیفه سوم راشیدین بود او همچنین یکی از اولین مسلمانان بود و از مهمترین کارهای او جمع آوری قرآن بود

 

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] زندگینامه عثمان

وی از بنی‌امیه و یکی از اشراف و ثروتمندان مکه بود وی در میان خاندانی که قریب به اتفاقشان مخالف اسلام بودند، به اسلام گروید . او در شمار مهاجران به حبشه بود، اما به زودی به مکه بازگشت و به مدینه مهاجرت کرد. وی در مدینه به ترتیب با دو دختر رسول خدا ،ام کلثوم و رقیه که هر دو به زودی درگذشتند، ازدواج کرد و لذا به ذوالنورین مشهور شد. عثمان در لغت به معنی بچه مار است.[۱]

در زمان ابوبکر از افراد نزدیک به وی بوده و کاتب وی به شمار می‌آمد.در دوره عمر نیز از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود و در آن شرائط نماینده بنی امیه به شمار می‌آمد

[ویرایش] خلافت عثمان

احتمالاً عمر دریافته بود یا عملاً به وی اثبات شده بود که عثمان به دلیل نفوذ و محبوبیت در میان اصحاب، زمینه بیشتری برای خلافت پس از او دارد.[نیازمند منبع] لذا وی را نیزدر شورای شش نفره خلافت شورا کرد، عثمان در آخرین روز ذی حجه سال ۲۳ به عنوان خلیفه انتخاب شد.

عثمان از همان ابتدا قدرتمندانه به اداره امور پرداخت.[نیازمند منبع] وی بسیار حاذق بود،[نیازمند منبع] زیرا درخلافت بسیار آرام عمل کرد،[نیازمند منبع] و کوشید تا موقعیت اسلام را مستحکم کند.[نیازمند منبع] وی در اقدامات خوداز حمایت آل واصحاب برخوردار بود[نیازمند منبع] در زمان او بسیاری از سرزمینها فتح شد.[نیازمند منبع] مانند قفقاز، خراسان، کرمان، قبرس و قسمت‌هایی از شمال آفریقا. بدین ترتیب ثروتها و غنائم بی شماری به مرکز خلافت سرازیر شد که باعث قدرت گرفتن هر چه بیشتر اسلام شد[نیازمند منبع]

[ویرایش] قتل عثمان

در میان خلفای پس از پیامبر اسلام عثمان تنها کسی بود که در پی شورشی عمومی مسلمانان کشته شد (از آنجایی که قتل عثمان در تمامی منابع تاریخی بر اثر شورش عمومی گزارش شده، این موضوع از بدیهیات تاریخ به شمار می‌رود و ذکر منبع در این زمینه کاری عبث به نظر می‌رسد). در زمینهٔ علل قتل عثمان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- به گزارش طبری اولین منکر(به فتح کاف) در مدینه در زمان خلافت عثمان، کبوتر بازی و دایر کردن مسابقه در میان آنها بود که بعدها از آن جلوگیری کرد[۲][۳]

۲- ظاهرا اولین بدعت او در تعطیل حدود شرعی اسلام، عدم قصاص عبیدالله پسر خلیفهٔ دوم باشد که به جای قاتل پدر فرد دیگری به نام هرمزان را به قتل رسانید.عثمان از او درگذشت و قتل پدر و پسر را با هم ناخوشنود داشت[۴]

۳- عثمان در مقابل اعتراض مردم، علی بن ابیطالب، زبیر، طلحه، سعد و عبدالرحمن بن عوف در باب بخشش اموال بیت المال به سعید بن ابی العاص بی اعتنایی نشان داد و تنها گفت:«من خویشاوندانی دارم.»[۵]

۴- رفتار او با صحابهٔ پیامبر از جمله ابن مسعود که او را به زور از مسجد بیرون کرد که به شکستگی دنده‌هایش منجر شد [۶]، تبعید ابوذر به صحرای ربذه که همانجا جان باخت، و یا زدن عمار[۷] رفتاری بود که در خلیفه را از چشم مسلمانان می‌انداخت.

۵- بخشش فراوان عثمان از بیت المال به خویشاوندانش [۸] که پیشاپیش توسط خلیفهٔ دوم پیش بینی شده بود، [۹][۱۰] و نیز مال اندوزی زیاد عثمان [۱۱][۱۲] نیز از علل دیگر طغیان مردم به شمار می‌رود.


علاوه بر تمامی این دلایل علی بن ابیطالب که پس از عثمان به خلافت مسلمانان برگزیده شد بی تابی مردم در برافکندن عثمان از خلافت را دلیل دیگری بر قتل عثمان می‌داند.[۱۳]

علی بن ابی طالب در خطبه ی معروف شقشقیه درباره ی عثمان میگوید: "...تا اینکه نفر سوم قوم برخاست در حالى که دو جانبش باد کرده بود میان موضع بیرون دادن و خوردنش و خویشاوندانش همراه وى برخاستند و مال خدا را خوردند، همچنانکه شتران علف هاى بهارى را مى خورند تا اینکه تاب ریسمانش باز شد[رشته اش پنبه شد] و رفتارش سبب قتلش گردید و پرى شکمش او را برانداخت."

توضیح اینکه در جمله ی "... دو جانبش باد کرده بود میان موضع بیرون دادن و خوردنش" منظور احتمالی امام از دو جانب, شکم و باسن است که دو موضع چاقی است.

در زمان او خاندانش یعنی بنی امیه بر امور جامعه ی مسلمانان مسلط شدند و با وجود نارضایتی مردم وی از آنان کاملا پشتیبانی میکرد در اثر این نارضایتی های عمومی جامعه ی مسلمانان دچار اغتشاشات و ناآرامی هایی شد که انسجام خود را از دست داد.

در نیمه دوم خلافت عثمان بن عفان، عایشه «از سخت ترین مردم بر ضد عثمان بود تا آنجا که جامه اى از جامه هاى پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله را بیرون آورد و آن را در خانه خود آویزان کرد و به کسانى که بر او وارد مى شدند مى گفت: این جامه رسول خداست که هنوز از بین نرفته، در حالى که عثمان سنتش را از بین برده است[۱۴]... و گفته اند که وى نخستین کسى بود که عثمان را نعثل نام نهاد (به معنی کفتار نر و نیز پیر خرف) و مى گفت نعثل را بکشید، خداوند نعثل را بکشد .[نیازمند منبع]

طبری از قول عایشه نقل می کند که درباره ی عثمان گفته بود:"اقتلوا نعثلاً فقد کفر / پیر خرفت را بکشید که کافر شده است." [۱۵] و این گونه مردم را بر قتل او تشویق میکرد.

عایشه در مکه بود که پیش از کشته شدن عثمان به آنجا رفته و هنگامى که حج خود را به پایان رسانید، به سوى مدینه بازمى گشت که در میان راه، یکى از آشنایانش، ابن ام کلاب، با او روبرو مى شود و عایشه به او مى گوید: عثمان چه کار کرد؟ گفت: کشته شد! گفت: دور و نابود باد.[نیازمند منبع] البته وی هنگامی که مطلع شد خلافت بر علی بن ابیطالب مستقر شده است از نظر سابق خود برگشت.[۱۶]

بنا به نقل طبری در زمان مرگ عثمان مردم چنان بر او خشمگین بودند که اجازه ندادند تشییع جنازه ی درستی برای او برگزار شود و فریاد میزدند نعثل نعثل .[۱۷]و جنازه ی وی تا مدتی روی زمین مانده بود سرانجام پنهان از چشم مردم او را در کنار بقیع در محلی به نام «حش کوکب» که مدفن یهودیان بود دفن کردند که در آن موقع هنوز جزء بقیع نشده بود. بعدها این محل مقبره ی خانوادگی بنی امیه شد.

[ویرایش] خونخواهان عثمان

بعد از این که عثمان به دست مخالفانش که شورش کرده بودند کشته شد، علی بن ابیطالب با هجوم مشتاقانهٔ مسلمانان به منزل خود روبرو شد و پس از اصرار زیاد به عنوان خلیفهٔ مسلمین منصوب گشت.[۱۸] مدتی بعد چندین نفر به بهانهٔ خونخواهی عثمان دست به خروج علیه علی بن ابیطالب زدند. طلحه بن عبیدالله و زبیر بن عوام که عایشه همسر پیامبر اسلام را نیز با خود همراه کرده بودند گروه اولی بودند که این ادعا را کردند. این گروه با خروج خود جنگ جمل را رقم زدند.[۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] معاویه بن ابی سفیان نفر دیگری بود که به این بهانه علیه علی بن ابیطالب صف بندی کرد که جنگ صفین زادهٔ این تخاصم بود.[۲۳][۲۴] معاویه حتی پیراهن خونین عثمان را نیز بر سر نیزه کرد و به این عنوان که علی بن ابیطالب قاتل عثمان است و ما خونخواهان وی هستیم این پیراهن را پیشاپیش نظامیانش به حرکت درآورد.

علی بن ابیطالب با ذکر وقایعی از واپسین روزهای حیات عثمان (مثلا رساندن آب به عثمان که در محاصره بود) دلائلی را ذکر می‌کند که او را از صف مشتاقان به قتل عثمان خارج می‌کند.[۲۵][۲۶] همچنین سخنانش در نهج البلاغه که میانجیگرانه عثمان را به اصلاح امور می‌خواند و در کتب تاریخی نیز به حد اطمینان آمده شاهد دیگری بر این مدعاست.[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰]او همچنین طلحه و زبیر را که به علت قرار داشتن در صف محاصره کنندگان خانهٔ عثمان[۳۱][۳۲][۳۳]و عایشه را که به علت فتاوی مکرر به وجوب قتل عثمان و خشمش از وی [۳۴][۳۵] [۳۶][۳۷]، خود از عاملان این قتل به شمار می‌روند، و معاویه را به علت ممانعت از رسیدن نیروی کمکی به عثمان در روزهای محاصره [۳۸]، تشنگان به خون عثمان می‌داند[۳۹]. در صورت پذیرش این دلائل باید پذیرفت که خونخواهی عثمان از طرف این دو گروه در واقع بهانه‌ای بوده جهت پوشانیدن نیت واقعی آنان از جنگ و قابل ذکر است که این معنا از طرف طلحه و زبیر تایید شده.[۴۰]

[ویرایش] عثمان در نگاه شیعه

از نظر شیعه، حکومت تنها از آن خدا است و هر حاکمی که از جانب خداوند حکم نکند و فرمانش حق نباشد،( غیر معصوم باشد) لزوما به باطل حکم کرده و طاغوت می باشد. (چرا که بعد از حق چیزی جز باطل نیست [۴۱]) [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] و دروغ زن به خدا و پیامبر او و غاصب ولایت آنها خواهد بود و مخالفت با آن واجب است .(مگر از باب تقیه) بر همین اساس عثمان نیز که از نظر شیعه غیر معصوم است از مصادیق طاغوت می باشد


 
 
حمو رابی
نویسنده : محمد قمی - ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۸
 

حمورابی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
تمدن‌های باستانی آسیای غربی
میان‌رودان، سومر، اکد، آشور، بابل
هیتی‌ها، لیدیه
ایلام، اورارتو، ماننا، ماد، هخامنشی
امپراتوری‌ها / شهرها
سومر: اوروکاوراریدو
کیشلاگاشنیپوراکد
بابلایسیناموری‌ها - کلدانی
آشور: آسور، نینوا، نوزی، نمرود
 
ایلامیانشوش
هوری‌هامیتانی
کاسی‌هااورارتو
گاهشماری
شاهان سومر
شاهان ایلام
شاهان آشور
شاهان بابل
شاهان ماد
شاهان هخامنشی
زبان
خط میخی
آرامیهوری
سومریاکدی
زبان مادی
ایلامی
اساطیر میان‌رودان
انوما الیش
گیل گمشمردوخ
نیبیرو
Code d'Hammourabi

حمورابی (به اکدی (برگرفته از اموری): Ammurāpi) پادشاه بابل و فرمانروای اموریها از ۱۷۹۵ تا ۱۷۵۰ پیش از میلاد بود.

حمورابی ششمین پادشاه اولین سلسله سلاطین مملکت قدیم بابل است. ستونی که قوانین حمورابی بر روی آن حک گردیده در حدود ۲٫۵ متر ارتفاع دارد. متن قوانین گرداگرد این ستون در ۳۴ ردیف به خط میخی نوشته شده‌است که شامل ۲۸۲ ماده در باب حقوق جزا و حقوق مدنی و حقوق تجارت است. این قانون که مجموعه‌ای از فرامین لازم‌الاجرا بود، به دستور حمورابی بر روی تخته سنگی حک شده و در گذرگاه اصلی آمد و شد مردم در شهر بابل قرار داده شده بود. حمورابی علاوه بر مدون مذکور، کارهای دیگری نیز کرده، مانند آنکه ریم سین پادشاه عیلام را از شهر لارسا بیرون کرده{ 2093ق.م} و از اینجا معلوم است که بابل در صدد جمع آوری شهرها و بزرگ کردن مملکت خود بوده است.

[ویرایش


 
 
حکایت
نویسنده : محمد قمی - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۸
 

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت ای پدر فرمان تراست، نگویم ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.


 
 
تاریخ خط در ایران - سعید نفیسی
نویسنده : محمد قمی - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۸
 

استاد شادروان سعید نفیسیدر روایات زردشتی از داستان های ملی ایران چنین آمده است که طهمورث پیشدادی پس از آن که بر اهریمن پیروز شد هفت گونه خط را که به کسی یاد نمی داد به زور از او فراگرفت. در اسناد سریانی آمده است که زردشت کتاب اوستا را به هفت زبان سریانی و فارسی و آرامی و سگستانی و مروَزی و یونانی و عبری نوشته است. آیا هر یک از این زبان ها خطی نداشته اند ؟
ما می دانیم که در ایران پیش از اسلام خط سریانی و خط میخی برای پارسی باستان و خط آرامی و یونانی و عبری در میان یهود ایران رواج داشته است. پس می توان گفت که برای زبان سگستانی (سیستانی) و مروزی (زبان مرو) نیز خطی به کار برده اند.


 
 
 
نویسنده : محمد قمی - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۸
 

جوانی خردمند از فنون فضایل حظی وافر داشت و طبعی نافر [1] چندان که در محافل دانشمندان نشستی زبان سخن ببستی باری پدرش گفت ای پسر تو نیز آن چه دانی بگوی، گفت ترسم که بپرسند از آن چه ندانم و شرمساری برم.

نشنیدى که صوفی اى مى کوفت       زیر نعلین خویش میخى چند ؟
آستینش گرفت سرهنگی            که بیا نعل بر ستورم بند

 


 

بن نوشت :

1. نفرت کننده


 
 
گلستان-باب چهارم-حکایت سوم
نویسنده : محمد قمی - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۸
 

جوانی خردمند از فنون فضایل حظی وافر داشت و طبعی نافر [1] چندان که در محافل دانشمندان نشستی زبان سخن ببستی باری پدرش گفت ای پسر تو نیز آن چه دانی بگوی، گفت ترسم که بپرسند از آن چه ندانم و شرمساری برم.

نشنیدى که صوفی اى مى کوفت       زیر نعلین خویش میخى چند ؟
آستینش گرفت سرهنگی            که بیا نعل بر ستورم بند

 


 

بن نوشت :

1. نفرت کننده


 
 
زندگی داریوش
نویسنده : محمد قمی - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۸
 


داریوش بزرگ
زندگینامه و معرفی داریوش بزرگ

دوران ۵۲۲ ق.م-۴۸۶ ق.م. (۳۶ سال)
زادروز ۵۴۹ ق.م. 
مرگ ۵۳۰ یا ۵۲۹ ق.م.
آرامگاه کوه رحمت، نقش رستم 
پیش از خشایارشا 
پس از کمبوجیه دوم 
دودمان هخامنشیان 
پدر ویشتاسب 
فرزندان خشایارشا 
دین مزدیسنا


داریوش، پسر ویشتاسپ، ملقب به داریوش بزرگ یا داریوش یکموداریوش کبیر، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن به فرونشاندن شورشهای داخلی پرداخت. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست.

وقایع زمان داریوش بزرگ
داریوش در طول ۳۶ سال پادشاهی خود اقداماتی به شرح ذیل انجام داد.
۱- فرونشانی شورشیان داخلی و استحکام قدرت مرکزی: داریوش در طول ۷ سال و ۱۹ جنگ توانست شورشیان داخلی را فروبنشاند.از جمله شورشهای انجام گرفته می توان به شورش عیلام و شورش بابل اشاره نمود.
۲- ساماندهی تشکیلات داخلی کشور: داریوش اهتمام فراوانی از خود برای ساماندهی تشکیلات داخلی کشور به خرج داد به طوریکه نظام تشکیلاتی که وی بنیان نهاد مدتها بعد با اندک تغییری توسط سایر حکومتها از جمله سلوکیه ، ساسانیان و حتی اعراب دنبال گردید.از جمله اقدامات داریوش در این زمینه می توان به ایجاد راه شاهی که سارد پایتخت لیدی را به شوش پایتخت هخامنشیان وصل می کرد، ضرب سکه دریک ، تقسیم قلمرو شاهنشاهی به قسمت‌هایی به نام ساتراپ و ... اشاره نمود.
۳- لشگرکشی به سکستان: از جمله اقدامات داریوش لشگرکشی به سکستان بود که چندان توفیقی برای ایرانیان نداشت.
۴- نبرد با یونانیان : نبرد با یونانیان در مواقعی به نفع سپاه ایران بود ولی در نبرد با دولت آتن در محلی به نام ماراتن سپاه ایران مجبور به عقب نشینی گردید.
۵- جنگیدن با اقوام سیت روی رود خانه دانوب ولشکر کشی به اروپا که برای مدتی طولانی دزدان سیت را فرونشاند


ترجمه قسمتی از کتیبه‌ های داریوش
من داریوش،شاه بزرگ، شاه، شاه پارس، شاه سرزمین‌ها (کشورها)، پسر وشتاسب، نوه ارشام هخامنشی هستم. پدر من وشتاسب، پدر وشتاسب ارشام، پدرارشام اریارمن، پدر اریارمن چیش پیش و پدر چیش پیش هخامنش بود.
ما بدلیل این که از دیرگاهان از خاندانی اصیل و شاهانه بودیم هخامنشی خوانده شدیم .۸ نفر از خاندان ما پیش از این شاه بوده‌اند و من نهمین هستم. ما ۹ نفر پشت سر هم شاه بوده و هستیم. به خواست اهورامزدا من شاه هستم واو شاهی را به من هدیه داد.
ای که این نوشته‌ها و این نقش‌ها را که من تهیه کرده‌ام می‌بینی از آنها حفاظت و مراقبت کن.
اگر تا زمانی که توانایی داری از این نوشته‌ها و نقش‌ها مراقبت کنی اهورامزدا یارت باد و دودمان و زندگیت بسیار باشد و همه کارهایت مورد قبول اهورامزدا باشد.
امیدوارم اگر این نوشته‌ها و نقش‌ها رادر هنگام توانایی مراقبت و حفاظت نکنی اهورامزدا یارت نباشد و دودمانت تباه باشد و انچه می‌کنی اهورامزدا ضایع کند.


 
 
 
نویسنده : محمد قمی - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸۸
 

 
 
← صفحه بعد